بله
بله
من از این شهر
از آدم های این شهر
من از اون دانشگاه
از آدم های اون دانشگاه
من از این کشور
متنفرم.
من فقط تو رو دوست دارم
و فقط بابام رو.
بله.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 22:41  توسط مارال پورمندان
|
.
بله
من از این شهر
از آدم های این شهر
من از اون دانشگاه
از آدم های اون دانشگاه
من از این کشور
متنفرم.
من فقط تو رو دوست دارم
و فقط بابام رو.
بله.
اگر می رفت
و از امتداد دامنش خمی به جای نمی گذاشت
من هم حرفی نمی زدم،
من هم می رفتم...
آخر روزی پایین می پرم...
پایین
چیزی مرا به خود می خواند
پایین
تو
با حوض رنگ
یا
سبد شکلات...
تنهای تنها...
دور،
عبور یک گربه مرا دلگرم خواهد کرد.
دور،
قسم ها را همه دور خواهم ریخت
دور،
لبخند عزیزت مرا حفظ خواهد کرد...که دیگه هیچ چیز این دنیا به من ربط نداره...
و رفتیم بستنی خوردیم.
جز تو
همه ترس است
و خاطره است...